داستانی زیبا و آموزنده 2
شخصی تلاش پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا می کرد.
ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده
و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد.
آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.
پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروکیده بودند.
آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد.
او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت کند اما چنین نشد.
در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد.
و هرگز نتوانست با بال هایش پرواز کند.
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله
و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود
تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.
نتیجه ی اخلاقی :
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم.
اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می شدیم.
به اندازه کافی قوی نمی شدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم.
مشکلات همیشه پله هایی برای صعود هستند .
سختی ها روح انسان را متعالی می سازد .
به حکمت و رحمت خداوند ایمان داشته باشیم ...

خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری ، من چون تویی دارم و تو چون خود نداری .